برای مادرم...
.

ای مهربانترین فرشتهی خدا
بگو چگونه تو را در قاب دفترم توصیف کنم؟
صبر و مهربانیت را چطور در ابعاد کوچک ذهنم جا دهم؟
آن زمان که خط خطی های بیقراری ام را با مهر و محبّتت پاک میکردی و با صبر و بردباری
کلمه به کلمه ی زندگی را به من دیکته میگفتی خوب به خاطرم مانده است.
و من باز فراموش میکردم محبت تشدید دارد.
در تمام مراحل زندگی، قدم به قدم، هم پای من آمدی، بار ها بر زمین افتادم و هر بار با مهربانی دستم را
گرفتی.آری، از تو آموختم، حتی در سخت ترین شرایط ،
امید را هرگز از یاد نبرم.
یادم نمیرود چه شب ها که تا صبح بر بالینِ من، بوسه بر پیشانیِ تب دارم میزدی
و چه روزها که با مهر مادرانه ات لقمههای عشق را در دهانم میگذاشتی
و من باز لجبازتر از همیشه دستت را رد میکردم!
وقتی بوسه بر دستان چروکیده ات میزنم،
یاد کودکیام میافتم که همیشه به خاطر لطافت دستانت به همه فخر میفروختم
و حال به خاطر خشکی دستانت با افتخار میگویم این دستان مادر من است که تمام زندگیاش را به
پای من گذاشت؛
من با نوازش همین دست ها بزرگ شدم و امروز با تمام وجودم میگویم:
مادرم مدیون تمام مهربانیهایت هستم,
و کمی کمتر از آنچه تو دوستم داری، دوستت دارم.
ای کاش مادرامون عمر جاودانه داشتند
میدانی...
بعضی ها را هر چقدر که بخوانی... خسته نمیشوی!
بعضی ها را هر چقدر گوش دهی... عادت نمیشوند!
بعضی ها هر چقدر تکرار شوند... باز بکرند و ناب!
دیده ای !
شنیده ای!
بعضی ها بی نهایتند!
مثل مادر.........................

معذرت میخواهیم فیثاغورس چراکه مادرسخت ترین معادلات است!
معذرت میخواهیم نیوتن چراکه راز جاذبه مادراست!
معذرت میخواهیم ادیسون چراكه مادر اولین چراغ زندگی است!
میخواهم مجنون چرا كه فقط مادر عشق است!
از همه معذرت میخواهیم ؛
چرا كه هر چقدر دوستتان داشته باشیم،
هرگز و هیچگاه آن گونه كه مادرمان را دوست داریم دوستتان نخواهیم داشت ،
زیرا او زنی است كه وجودش دیگر هیچ گاه تكرار نخواهد شد ...
ممنونیم مادر از اینكه هستی


برای مادرم...
